دیوان مثنوی ولی اله بایبوردی

هزاران خلق در وحدت طوافی


چگونه می توان در اصل این کار
به نیکی بنگرم ای مرد هشیار

خداوندی که خلق جان نموده است
نه جان من جهانی آفریده است

جهان جان من و جان جهان است
چو نیکو بنگری صد مهر جان است

به ذرات جهان ناظر ببینی
دل هر ذره چون قطره به عینی

درست خالق نموده حی جاوید
به هر جاوید داده نقش ناهید

هزاران خلق در وحدت طوافی
حریم نقطه چرخند بهر نانی

وجود پشه را چون فیل یک سان
همان قطره چو نیلی سرفرازان

به حبه بنگری بینی نهانی
نهان را بنگری بینی جهانی

جهان در من نهان از من چه خواهید
کدامین راه ایمان در فزایید

به من گویی که حکمت چیست ای دل
دلی در جسم و جسم در دل به کُل گل

بگویم دانه دل محفل او
دوباره گویم ای دل منزل او

مکان دل حریم دلبر آمد
نشیمن گاه دل جان پرور آمد

چو با اویی توان این فهم را کرد
به کل کائنات این رحم را کرد

تولد را که بینی در حیاتی
تفاوت بنگری بینی مماتی

مماتی در حیاتی درهم آمد
حیاتی در مماتی سر هم آمد

خداوندا چه دارم یار شیرین
به والی ده خدایا عمر دیرین


[ بازدید : 14 ]

[ چهارشنبه 23 اسفند 1396 ] [ 8:20 ] [ ولی اله بایبوردی ]

[ ]

ارسال نظر

نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :